پژوهشگر و نویسنده: نفیسه فرضالهی
ریشه پیدایش هنر چهرهپردازی (گریم) را در دوران باستان و در مراسمهای آئینی و مذهبی ملتهای آن دوران میتوان یافت. هزاران سال پیش در این گونه مراسمها از چهرهپردازی به شکلی ابتدایی استفاده میشد و چهرهها را با رسوبهای مختلف، رنگهای معدنی، یا عصاره گیاهان رنگآمیزی میکردند. اما آن چه که در برخی منابع به عنوان آغاز رسمی پیدایش هنر چهرهپردازی شناخته شده است، احتمالا به سال 1157 خورشیدی (1778 میلادی) در فرانسه باز میگردد. به گفته این منابع، این هنر در این سال بر پایه نقاشی و مجسمهسازی و ترکیب این دو هنر پا به عرصه ظهور گذاشت.
تاریخ پیدایش چهرهپردازی در هنرهای نمایشی و تئاتر به قدمت خود تاریخ هنرهای نمایشی است. چهرپردازی یا گریم به طور کلی به تغییرات ظاهری یک بازیگر با استفاده از مواد مختلف مانند رنگ، لوازم آرایشی، مو و غیره گفته میشود. در این تغییرات چهره و ظاهر بازیگر تغییر میکند تا شخصیت دیگری را بر اساس داستان مورد نظر به نمایش بگذارد. انجام چهرهپردازی حرفهای در تئاتر، تلویزیون و سینما برای ساخت شخصیتهای مختلف، از قهرمانان و ضدقهرمانها گرفته تا موجودات خیالی و افسانهای، امری ضروری است.
گزیدهای کوتاه درباره پیشینه چهرهپردازی در تئاتر
چهرهپردازی نقش مهمی در هنرهای نمایشی و تئاتر در دوران باستان داشته است. طبق منابع تاریخی، بازیگران در تئاترهای یونان باستان برای نمایش شخصیتهای مختلف از نقابهای بزرگ و رنگارنگی استفاده میکردند. این ماسکها، که معمولاً چهرههای بزرگی داشتند، برای برقراری ارتباط بهتر با تماشاگران در صحنههای بزرگ تئاتر طراحی میشدند. همچنین، برای تقویت احساسات شخصیتها، از رنگهای مختلف بر روی ماسکها استفاده میشده است.
در سدههای میانی (قرون وسطی)، از هنر چهرهپردازی در برگزاری نمایشهای مذهبی و عوامپسند استفاده میشد. در این دوران، از گریم برای نشان دادن تغییرات مذهبی یا تجسم شخصیتهای خاص مانند قدیسان و شیاطین استفاده میشده است.
گزیدهای کوتاه درباره پیشینه چهرهپردازی در سینما
از اوایل سده بیستم میلادی هنر چهرهپردازی شکل جدیدی پیدا کرد. زمانی که سینما به یک صنعت جدی تبدیل شد، هنرمندان چهرهپرداز از شگردهای جدیدی برای تغییر چهره بازیگران استفاده میکردند. از آغاز 1300 خورشیدی (دهههای 1920 و 1930 میلادی)، صنعت فیلمسازی استفاده از گریمهای پیچیدهتر برای ایجاد شخصیتهای متفاوت و افسانهای را آغاز کرد. یکی از معروفترین گریمهای این دوران در فیلمهای سینمایی چارلی چاپلین بود که در آن از چهرهپردازی خاصی برای خلق شخصیت «دلقک» استفاده شده بود.
در زیر برخی از پیشگامان هنر چهرهپردازی سینمای جهان به طور مختصر معرفی میشوند:
مکس فاکتور (Max Factor)
ایشان یکی از پیشگامان چهرهپردازی در فیلمهای سینمایی بود. در سالهای آغازین سینما و دوران سینمای صامت، مکس فاکتور شروع به آزمایش ترکیبهایی کرد تا بتواند چهرهپردازی مناسبی را برای بازی جلوی دوربین بسازد. بر اساس آن چه در فرهنگنامه «بریتانیكا» آمده است، به نظر میآید که نخستین چهرهپردازی که بهطور ویژه برای سینما طراحی شد را مکس فاکتور خلق کرد. گفته شده است که وی اولین چهرهپردازی برای «فیلمهای متحرک» را حوالی سال 1290 خورشیدی (۱۹۱۰ میلادی) ساخت.
لون چَنی (Lon Chaney)
او بازیگری بود که خودش چهرهپردازی نقشهایش را انجام میداد و نقش بسیار مهمی در نشان دادن قدرت گریم در سینما داشت. وی اغلب با استفاده از مواد ساده (مانند واکس تشیعدهنده، پوست ماهی و غیره) چهرههای پیچیده و تحریفشدهای خلق میکرد که تأثیر زیادی روی مخاطب داشت. گفته شده است که چَنی نخستین فردی بود که همزمان بازیگر و چهرهپرداز بود و به مخاطب سینما نشان داد که چهرهپردازی مناسب و درست چقدر میتواند در شخصیتپردازی موثر باشد.
جورج وستمور (George Henry Westmore)
یکی دیگر از نامهای ماندگار در تاریخ چهرهپردازی سینما، آقای جورج وِستمور میباشد. او احتمالا نخستین کسی بود که رئیس بخش چهرهپردازی (make-up) در یک استودیو فیلمسازی در هالیوود شد. در دهههای بعدی، به ویژه در سینمای هالیوود، چهرهپردازی به یکی از رکنهای اصلی ساخت شخصیتهای سینمایی تبدیل شد. از فیلمهای علمی-تخیلی تا فانتزی و ترسناک، این هنر بهطور گستردهای در خلق موجودات خیالی، افسانهای و حتی افراد مسن یا جوان استفاده میشد. بهعنوان مثال، در فیلمهای ترسناک دهههای 1310 و 1320 خورشیدی (1930 و 1940 میلادی)، مانند فیلم «موجودات بیگانه» یا «دکتر جکیل و آقای هاید»، چهرهپردازی نقش حیاتی در ساخت فیلم داشت.
آنچه خواندید گزیدهای کوتاه از پیشینه هنر چهرهپردازی در جهان بود. خوشحال میشویم با بیان نظرات و دیدگاههایتان ما را در بهبود کیفیت مطالب منتشر شده و البته پرداختن به دیگر موضوعات مورد علاقهتان راهنمایی فرمایید.








